گویا ما ملتی هستیم که به سکوت عادت کرده ایم. سکوت در برابر آنچه را می شنویم، و سکوت در برابر آن چه را می بینیم.
شاید سکوت را بتوان رضایت و خشنودی از پذیرش حقیقتی دانست و یا سکوت نشانه بی اعتناء بودن به آنچه در کنارمان می گذرد، و یا نشانه ترس است. در هرحال، و در هر مورد سکوت در برابر یک گفتار و یا رفتار نادرست، می تواند همکاری و همراهی با آن به شمار آید.
هنگامی که به تاریخ گذشته کشورمان نگاه می کنیم می بینیم که ما همواره در برابر عملکرد بی مورد و یا گفتار نادرست دیگران از خود واکنشی نشان نداده ایم. همین بی اعتنائی و بی توجهی موجب گردیده که دیکتاتوری و خرافات با یکدیگر و یا جدا از هم بر ما حکومت کند و نتوانیم از خود اراده و یا واکنشی نشان دهیم. ۱۴۰۰ سال می گذرد که خرافات دینی را به مغزمان فرو کردند. نیاکان ما برای چند سده از خود پایداری نشان دادند و در هر زمان سکوت را شکستند و اعتراض خود را نشان دادند. ولی رفته رفته، ما با سکوت خود، پذیرفتن و تسلیم بودنمان را در برابر آنچه دیدیم و آنچه شنیدیم آشکار ساختیم.
دکتر سید محمود احمدی نژاد هم که سالیان زیادی در کنار و زیر دست علمای اعلام مطالعاتی داشته، بیکار ننشسته و گهگاهی نظریات علمی خود را ارائه می دهد. این دانشمند نظریه پرداز که اکنون ۸ سال است سکان کشتی لرزان ما در این دریای پر تلاطم را به دست گرفته، علاوه بر تاراج و غارت بیت المال و حاتم بخشی، تا کنون تلاش کرده است تا از هذیان گویی و خرافه پردازی از آخوندهای خودمان نیز پیشی گیرد.
او از سکوت، و خوش باوری ملت کشتی به گل نشسته و امت خرافات زده خردباخته همچنان بهره برداری می کند. سفرهای پر سر و صدا و پرخرج او به استان ها، و سفرهای تبلیغاتی پر هزینه سالیانه او با یال و کوپالش به نیویورک و یا هذیان و چرندگویی و خرافات افزایی در جامعه راههایی است که برای پیشرفت خود انتخاب کرده، و کشورمان را با دزدی ها و غارتگری های خود و بستگانش و با همکاری یک مشت آخوند ضد ایرانی به لجن کشیده است.
این آقای دروغ پرداز و فرصت طلب که از سکوت و خمودگی ما همچنان بهره برداری می کند، با شماری از بستگان، و یاران خود در این چند سال نه تنها به تاراج و غارت سرمایه های ملی ما پرداخته، بلکه پا به پای آخوندها در اشاعه و خرافه گرایی مردم سهم بزرگی داشته است. به تازگی این بابا ادعا کرده جوانانی را می شناسد که در حال راه رفتن بر روی چمن، می توانند زیر زمین و کانهای موجود در آن را ببینند.
آیا به راستی برای وقاحت و بیشرمی حد و مرزی وجود دارد؟!. این گفتار بی خردانه احمدی نژاد در مورد دیدن معادن زیر زمینی با یک نگاه، و یا آن که دخترک جوانی در آشپزخانه به غنی سازی اورانیوم پرداخته، و یا کودکی در نیویوک او را در اتوموبیل شناسایی کرده و گفته این همان احمدی نژاد مشهور است که هاله نور به دور سرش می چرخد، نشان می دهد که چگونه یک مشت شارلاتان و یا دیوانه بر سر ما و بر سرزمینمان حکومت می کنند، و سکوت ما را دلیل نادانی و نفهمی امان می دانند!. آیا جوانان ایران وظیفه ندارند که این اهریمنان و دشمنان خرد و فرهنگمان را بازنشست نموده، و به کناری بزنند؟!.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر