اسلام ولایتی آیین فَقر و بیچارگی و دَرماندگی است؛ البته این دین عزیز نه فَقط فَقر مادی را بَرای پیروانش به ارمعان می آورد، بلکه انواع و اَقسامِ فَقر ادبی، فرهنگی، اَخلاقی، هُنری، سیاسی و مهم تر از همه فَقر شعور و انسان دوستی را نیز بَرای دنباله روانش در سراسر گیتی، همراه دارد.
اسلام ولایتی انسان ها را به ساده زیستی و تحمل رنج و درد و بدبختی بَرای رسیدن به بهشتی پُر از شادی و سکس و شراب و ثروت دعوت می کند و در عینِ حال، رَهبرانِ جوامع اسلامی ولایتی از ابتدایِ به قدرت رسیدنشان تا به امروز، جملگی غرق در ثروت های مادی دنیا و در رفاه و آسایش کامل زندگی کرده اند.
به راستی این چه مکتبی است که فقر و فلاکت را تنها برای مردمان زحمتکش و درمانده اش می خواهد تا رهبرانِ جوامع اسلامی ولایتی به وسیله دزدی اموال مردمان و سرقت دسترنج ایشان، در ثروت و بی نیازی روزگار سپری کنند؟ علی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی , مصباح یزدی , مکارم شیرازی و سایر امامان شیعه همگی در بهترین وضعیت مالی به سر می برده و در آسایش کامل بوده اند اما همواره مردم را به قناعت و ساده زیستی دعوت می نموده اند! آیا اسمِ این شغلِ نا مبارک، دزدی و کلاه برداری نیست؟
با یک نگاه به کشورهایِ اسلامی می توان دریافت که اکثریت مردمان این کشورهایِ مصیبت زده با فقر و تنگ دستی شدید دست و پنجه نرم می کنند و همواره در حالِ دویدن پی لقمه ای نان هستند؛ به عبارتی دیگر، در یک کشور اسلامی و برای یک شهروندِ عادی، نان همواره سواره است و آن شخصِ فلک زده پیاده…
به امید آزادی ایران و ایرانی




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر